بهینه سازی سایت با توجه به قواعد طراحی گوگل

نوشته شده توسط خانم صفوی

وب سایت ها و برنامه های کاربردی وب با پیشرفت فناوری ها به تدریج پیچیده تر شده اند. چیزی که قبلاً یک رسانه استاتیک یک طرفه بود، به یک تجربه بسیار غنی و تعاملی تبدیل شده است.

اما صرف نظر از اینکه چقدر فرآیند تولید تغییر کرده است، موفقیت یک وب سایت هنوز فقط به یک چیز بستگی دارد: اینکه کاربران چگونه آن را درک می کنند. «آیا این وب سایت به من ارزش می دهد؟ استفاده از آن آسان است؟ آیا استفاده از آن خوشایند است؟» اینها سوالاتی هستند که در هنگام تعامل با سایت ها در ذهن بازدیدکنندگان می چرخند و مبنای تصمیم گیری آنها در مورد تبدیل شدن به کاربران عادی یا وفادار است.

وب سایت شما نشان دهنده شخصیت برند شما در دنیای دیجیتال است. بنابراین، هر عنصر در صفحه وب شما باید به دلیلی وجود داشته باشد که هدف آن ارائه یک تجربه به یاد ماندنی به بازدیدکننده است.

تجربه کاربری یا User Experience (UX) احساسی است که شخص هنگام ارتباط با یک سیستم دارد. این سیستم می تواند یک وب سایت، یک برنامه کاربردی وب یا نرم افزار دسکتاپ باشد و در شرایط مدرن، به طور کلی به نوعی تعامل انسان و کامپیوتر را نشان می دهد. کسانی که روی UX کار می کنند (به نام طراحان UX) به بررسی و ارزیابی احساس کاربران در مورد یک سیستم می پردازند و مواردی مانند سهولت استفاده، درک ارزش سیستم، سودمندی، کارایی در انجام وظایف و غیره را در نظر می گیرند. UX تنها به قالب سایت گفته نمی شود و زیر مجموعه ای کلی از رابط کاربری سایت است.

تجربه بازدید از یک صفحه خوب چیست؟

وقتی صفحه ای یا سایتی با در نظر گرفتن انتظارات کاربران ساخته می شود، تجربه بازدید خوبی را به بازدیدکنندگان ارائه می کند. می تواند وسوسه انگیز باشد که در مورد آنچه می خواهید بازدیدکنندگان درباره محصول شما بدانند صحبت کنید و صفحه ای بسازید که آنها را متقاعد کند تا اقداماتی را که می خواهید را انجام دهند.

تجربه صفحه همچنین در مورد اطمینان از این است که صفحات وب شما به سرعت بارگذاری می شوند، اطلاعات مربوطه را تا حد امکان واضح و بدون حواس پرتی ارائه می دهند و یک محیط مرور امن برای بازدیدکنندگان هستند.

در حال حاضر، هیچ شکی نیست که تجربه کاربری وب سایت (UX) در نهایت تعیین می کند که آیا گرافیک سایت مورد توجه قرار می گیرد یا خیر. به روزرسانی الگوریتم گوگل که به تازگی منتشر شده است، سیگنال های رتبه بندی جدیدی را به طور خاص مربوط به UX معرفی می کند.

UX در طراحی وب به چه معناست؟

این بدان معناست که وب سایت به گونه ای طراحی شده است که تعامل بین کاربر و محصول را تا حد امکان آسان و راحت کند.

بنابراین، استفاده از UX به درستی می تواند بازدیدکنندگان را به سایت شما جذب کند، زمان نگهداری آنها را در سایت افزایش دهد و در نتیجه نرخ تبدیل را بهبود بخشد. دانستن معنای UX در طراحی وب سایت بسیار مهم است.

در ادامه دلایلی آورده شده است برای توضیح اینکه “UX در طراحی وب به چه معناست”.

1) به کاربران کمک می کند تا به اهداف خود برسند

اگرچه بسیاری از شرکت ها نمی خواهند آن را بپذیرند، اما کاربران همه کلمات یک وب سایت را با دقت نمی خوانند. در عوض، کاربران با هدف خاصی به صفحه می آیند، مانند:

به دنبال اطلاعات مورد نیاز هستند.

پرس و جو می کنند و قصد خرید یک محصول دارند

به دنبال رزرو یک پرواز هستند.

یک ویدیوی خاص تماشا کنند.

 هرچه بازدیدکننده را ساده تر به هدفش برسانید، سرنخ های بیشتری از مشتریان ایجاد می کنید.

امروزه کاربران در عرض 8 ثانیه تصمیم می گیرند که آیا می خواهند در یک سایت بمانند یا آن را ترک کنند. در این 8 ثانیه شما باید پیشنهاد، مزایای مشتری و مراحل بعدی را به وضوح برای بازدیدکنندگان خود نمایش دهید.

راهنمایی واضح کاربر کلید اصلی است. با یک پیشنهاد ارزشمند و مفید، می توانید فوراً آنچه را که ارائه می دهید با آنچه مشتریان نیاز دارند ادغام کنید. منوی های جا به جایی به خوبی طراحی شده، حرکت بازدیدکننده را به سمت شما آسان می کند و پیوندهای منطقی او را مستقیماً به محتمل ترین هدف خود و در نتیجه تبدیل شدن به بازدید کننده دائم یا مشتری وفادار هدایت می کند.

2) متن های واضح نوشته شده نیز اهمیت دارند.

نوشتن متون خوب روی کاغذ کار سختی است، در حالی که نوشتن متون خوب در وب دو برابر دشوارتر از آن است. بسیاری از شرکت ها محتوای نوشتاری خود را مانند مقالات یک مجله تخصصی طراحی می کنند. محتوای صحیح، مملو از اصطلاحات فنی، اما خواندن آن دشوار است.

در نتیجه، بازدیدکنندگانی که وارد سایت می شوند، بیشتر قسمت های متن صفحه را رد می کنند، زیرا برای مطالعه زیادی طولانی هستند.

به طور خلاصه، متون خوش نوشته وجوه مشترک زیادی دارند. مهم ترین چیز این است که آن ها بر اساس اصول قابلیت استفاده، مفید، قابل درک و تمرکز برای کاربر تهیه شده اند. متن خوب نه تنها می تواند پیام شرکت شما را به روشی بهتر به مشتریان برساند، بلکه باعث افزایش نرخ تبدیل نیز می شود.

3) تایپوگرافی کاربرپسند متن های شما را بهبود می بخشد

محتوای یک متن یک چیز است، شکل آن یک موضوع کاملاً متفاوت است. جزئیاتی مانند رنگ، اندازه فونت یا فاصله بین خطوط نیز تأثیر زیادی بر خوانایی دارند. فرم متون فاکتور مهمی است که نباید از آن غافل شوید. این موارد می تواند زیر مجموعه ای از طراحی UX را نیز پوشش می دهد. خوانایی متون بخش مهمی از قابلیت استفاده و درک آنها است.

برای بهینه سازی تجربه کاربری وب سایت خود، باید از کیفیت و خوانایی متون خود نیز اطمینان حاصل کنید.

4) دکمه های فعال و دارای عملکرد، تعامل سایت را افزایش می دهد.

دکمه هایی که ممکن است نامحسوس باشند، بخش مهمی از بهینه سازی سایت هستند. آنها خدمات ارائه می دهند، بازدیدکنندگان را به صفحه فرود هدایت می کنند و فرآیند نرخ تبدیل را تضمین می کنند. بدیهی است که دکمه های جذاب و قابل فهم، نرخ تبدیل شما را افزایش می دهند.

بنابراین در اینجا ما دوباره به طراحی UX بازمی گردیم که به طراحی دکمه ها می رسد، که خود یک هنر است. نکات قابل توجه زیادی در طراحی دکمه ها وجود دارد مانند شکل، اندازه، رنگ، متن، موقعیت مکانی و تصویری.

یک دکمه باید توجه بازدیدکنندگان را به خود جلب کند، اما نباید زیاد حواس بازدیدکننده را پرت کند. دکمه ها باید حاوی یک درخواست به منظور اقدام واضح و قابل درک، همراه با متن اصلی باشد و البته، باید به طور طبیعی در وب سایت قرار گیرد تا کاربران به طور مستقیم روی آن کلیک کنند.

به طور خلاصه اگر می خواهید دکمه های موثر طراحی کنید، باز هم باید از طراحی UX کمک بگیرید.

5) فرم های قابل فهم بهتر از فرم های پیچیده هستند

فرم آخرین مانع بین «بازدیدکننده» و «مشتری» است، مانعی که نباید آن را دست کم بگیرید.

برای تکمیل فرم نیاز به همکاری کاربران است. این همکاری ممکن است با یک فرم خبرنامه کاهش یابد. اما هرکسی که قبلاً پرواز آنلاین رزرو کرده یا درخواستی را در یک پورتال شغلی ارسال کرده است، می داند که باید یک فرم را پر کند.

جای تعجب نیست که فرمی که شامل درخواست های اضافی، برچسب های نادرست و پیام های خطای مرموز می شود می تواند کاربران را گیج و خسته کند.

 

بنابراین، هنگام طراحی فرم وب، حتماً کاربران خود را در نظر داشته باشید. اگر آن را با دستورالعمل های واضح از طریق مراحل جداگانه پیاده سازی کنید، احتمال تکمیل و ارسال فرم را نیز افزایش می دهد. اگر قابلیت استفاده را نادیده بگیرید، فرم شما بیشتر شبیه یک مانع عمل می کند.

فرآیند طراحی UX برای به روزرسانی الگوریتم Google

در ماه مه 2020، گوگل مجموعه ای از معیارهای جدید را با نام Core Web Vitals منتشر کرد که برای کمک به صاحبان سایت ها برای اندازه گیری تجربه کاربر در سایت هایشان طراحی شده است. بعداً در همان ماه، گوگل اعلام کرد که Core Web Vitals را با سیگنال های تجربه کاربری از قبل موجود خود ترکیب می کند و یک الگوریتم تجربه صفحه جدید و جامع تر ایجاد می کند که در رتبه بندی جستجوی گوگل ادغام شود.

با توجه به همه گیری COVID و کاری که صاحبان وب سایت قبلاً برای سازگاری با آن انجام می دادند، Google اعلام کرد که حداقل 6 ماه قبل از انتشار تغییرات به صاحبان سایت اطلاع داده می شود.

این بدان معناست که تعداد زیادی از وب سایت ها برای تجربه صفحه بهینه سازی نشده اند. احتمالاً با الگوریتم جدید Google – Page Experience که قرار بود در ژوئن 2021 راه اندازی شود، این روند تغییر خواهد کرد. با این به روز رسانی، گوگل قصد دارد وب سایت هایی را که تجربه صفحه خوبی را به کاربران خود ارائه می دهند بر سایرین اولویت دهد.

با این به روزرسانی، فرصت بیشتری برای برندهای کوچک تر وجود دارد که در صورت داشتن محتوای مناسب و ارائه یک تجربه مرور لذت بخش، در رتبه های بالا قرار بگیرند.

اطلاعات کمی در مورد الگوریتم گوگل موجود است، در ادمه فاکتور هایی که بر رتبه بندی تاثیر گذارند اورده شده است.

Core Web Vitals – عملکرد بارگذاری، تعامل و ثبات بصری وب سایت شما.

سازگاری با موبایل (Mobile Friendliness) – تجربه ای که به کاربرانی که از طریق دستگاه های تلفن همراه به وب سایت شما دسترسی دارند ارائه می شود.

مرور ایمن (Safe Browsing) – برای بررسی اینکه آیا وب سایت شما حاوی محتوای مخرب یا فریبنده است یا خیر.

HTTPS – برای بررسی اینکه آیا اتصال وب سایت شما ایمن است و صفحات از طریق HTTPS ارائه می شوند یا خیر.

ارائه محتوای مستقیم – دسترسی به محتوای وب سایت شما.

 

چالش بزرگ تر شناسایی تجربه کاربری است که بازدید کننده را خوشحال می کند و تبدیل ها را بهبود می بخشد. اینجاست که برندها باید کار کنند. بسیاری از موارد گفته شده اغلب در موضوع سئو مورد بحث قرار گرفته اند. اصطلاح جدید Core Web Vitals است که در ادامه به آن می پردازیم.

Core Web Vitals (CWV) چیست؟

Core Web Vitals مجموعه ای از عوامل خاص هستند که گوگل آنها را در تجربه کاربری کلی صفحه وب مهم می داند. Core Web Vitals از سه معیار کلی تشکیل می شود که عبارتند از: Largest Contentful Paint (LCP)، First Input Delay (FDI) و Cumulative Layout Shift (CLS).

به طور خلاصه، Core Web Vitals زیرمجموعه ای از عواملی هستند که بخشی از امتیاز «تجربه صفحه یا Page Experience» Google خواهند بود (اساساً روش Google برای اندازه گیری UX کلی صفحه شما).

اکنون، گوگل الگوریتم های خود را یک درجه بالا برده است. گنجاندن Core Web Vitals به عنوان سیگنال رتبه بندی به این معنی است که به وب سایت هایی که موفق به اعمال بهترین روش های تعامل در سایت خود نمی شوند، امتیازات رتبه بندی پایین تری نسبت به وب سایت هایی که این روش را در پیش گرفته اند، داده می شود. در حالی که محتوای اصلی و مرتبط همیشه برای سئو عالی خواهد بود، گوگل همچنین عملکرد وب سایت را بر اساس نحوه تعامل کاربران با وب سایت شما ارزیابی می کند.

  • مدت زمان بارگذاری بزرگترین عنصر محتوایی (LCP)

LCP مدت زمان بارگذاری یک صفحه از دیدگاه یک کاربر واقعی است. به عبارت دیگر زمان سپری شده از کلیک بر روی یک لینک تا مشاهده اکثریت محتوا در یک صفحه است.

مواردی وجود دارد که می توانید برای بهبود LCP سایت خود انجام دهید:

اسکریپت های غیرضروری را حذف کنید: مطالعه اخیر نشان می دهد که هر اسکریپت خارج از سایت سرعت صفحه را 34 میلی ثانیه کاهش می دهد.

میزبان وب خود را ارتقا دهید: میزبانی (Host) بهتر برابر است با زمان بارگذاری سریعتر به طور کلی (از جمله LCP).

استفاده از تکنیک بارگذاری غیرهمگام: تکنیک Lazy Loading باعث می شود که تصاویر فقط زمانی بارگیری شوند که شخصی صفحه شما را اسکرول می کند. این بدان معناست که شما می توانید به طور قابل توجهی سریعتر به LCP دست پیدا کنید.

حذف عناصر حجیم در صفحه: Google PageSpeed ​​Insights به شما می گوید که آیا صفحه شما عنصری دارد که LCP صفحه شما را کند می کند یا خیر. آنها را شناسایی و برطرف کنید.

فایل CSS خود را کم حجم کنید: CSS حجیم می تواند به شدت بر روی سرعت بارگذاری صفحه تأثیر گذار باشد.

  • محاسبه زمان اولین واکنش کاربر (FDI)

FID از نظر فنی مدت زمانی که طول می کشد اتفاقی در یک صفحه بیفتد را اندازه گیری می کند. بنابراین از این نظر فاکتوری در اندازه گیری سرعت لود صفحه است. مدت زمان لازم از سوی کاربر برای انجام کاری در صفحه شما را اندازه می گیرد.

برای صفحه ای که 100% محتوا دارد (مانند یک پست وبلاگ یا مقالات خبری، چندان اهمیت ندارد زیرا تنها تعامل از سوی کاربر اسکرول کردن صفحه است. یا برای بزرگ نمایی و کوچک نمایی.

نمونه هایی از تعاملات عبارتند از انتخاب یک گزینه از یک منو، کلیک بر روی یک پیوند در ناوبری سایت، وارد کردن ایمیل خود در یک فیلد و یا باز کردن “متن آکاردئون” در دستگاه های تلفن همراه.

در ادامه مواردی وجود دارد که می توانید برای بهبود امتیازات FID سایت خود انجام دهید.

به حداقل رساندن (یا به تعویق انداختن) جاوا اسکریپت: تعامل کاربران با یک صفحه در حالی که مرورگر در حال بارگیری JS است تقریباً غیرممکن است. بنابراین به حداقل رساندن یا به تعویق انداختن JS در صفحه شما کلید کاهش FID است.

اسکریپت های خارج از سایت که غیر مهم هستند را حذف کنید: مانند اسکریپت های خارجی مانند ابزار های گوگل آنالیز، نقشه ها و … که می توانند بر FID تأثیر منفی بگذارند.

از حافظه پنهان مرورگر (Cache) استفاده کنید: این به بارگیری سریعتر محتوا در صفحه شما کمک می کند. که به مرورگر کاربر شما اجازه می دهد تا روند بارگیری JS را سریعتر انجام دهد.

  • پایداری چیدمان عناصر در صفحه (CLS)

نشان دهنده پایداری یک صفحه در هنگام بارگیری است که می توان آن را پایداری بصری هم نامید. به عبارت دیگر اگر عناصر در صفحه شما در زمان بارگیری صفحه حرکت کنند، CLS بالایی دارید. که چندان خوشایند نیست.

باید عناصر صفحه شما در هنگام بارگذاری نسبتاً پایدار باشند. به این ترتیب، وقتی صفحه به طور کامل بارگذاری می شود، کاربران مجبور نیستند دوباره بگردند تا لینک ها، تصاویر و فیلدها را بیابند که آنها در کجا قرار دارند. یا به اشتباه روی چیزی کلیک کنند.

در ادامه چند راهکار ساده وجود دارد که می توانید برای به حداقل رساندن خطای CLS انجام دهید.

از ابعاد مشخص اندازه و تنظیم شده برای هر رسانه (ویدئو، تصاویر، GIF، اینفوگرافیک و غیره) استفاده کنید. به این ترتیب، مرورگر کاربر دقیقاً می داند که آن عنصر در آن صفحه چقدر فضای اشغال می کند و در همان لحظه آن را تغییر نمی دهد وپس از لود شدن کامل اندازه آن را تغییر نمی دهد.

اطمینان حاصل کنید که عناصر تبلیغاتی، فضای رزرو شده دارند: در غیر این صورت می توانند ناگهان در صفحه ظاهر شوند و محتوا را به پایین، بالا یا کنار ها حرکت دهند.

بهینه کردن سایت برای به روزرسانی الگوریتم جدید

در حالی که سیگنال های رتبه بندی جدید گوگل که ما معرفی کرده ایم مهم هستند، کارهای بیشتری وجود دارد که می توانید برای ایجاد یک وب سایت UX عالی انجام دهید، از جمله:

  • ارتقای سرویس میزبانی خود
  • فشرده سازی و تغییر اندازه تصاویر
  • تغییر مسیر لینک ها و حذف صفحات نامعتبر
  • مشاهده رفتار کاربر از طریق ابزار نقشه برداری برای سرنخ هایی در مورد چگونگی بهبود جریان کاربر و واکنش منو ها

رابطه بین طراحی UX و SEO سایت

این تصور غلط در بین بازاریاب های بی تجربه وجود دارد که می گویند سئو به کلمات کلیدی و ایجاد لینک مربوط می شود. اگرچه اینها جنبه های کلیدی استراتژی شما هستند اما سئو بسیار فراتر از این ها است. گوگل هنگام رتبه بندی سایت شما فاکتورهای زیادی را در نظر می گیرد و عناصر تجربه کاربری یکی از مهمترین آنها هستند.

هدف اصلی سئو ارتقاء تجربه کاربری است. با هدف بهبود مداوم تجربه کاربران خود، گوگل در چند سال گذشته به سرعت تکامل یافته است. برای جدا کردن محتویات معتبر و غیر معتبر و ارائه نتایج باکیفیت، قابل اعتماد و مرتبط به جستجوگران، موتور جستجو تغییرات متعددی را در SEPR ها ارائه کرد و به روز رسانی های الگوریتم سختی را معرفی کرد. یک مثال کامل از اهمیت UX برای گوگل، الگوریتم RankBrain است.

RankBrain سومین فاکتور مهم رتبه بندی است. این واقعیت که کاربر بدون زحمت از صفحه ای به صفحه دیگر می رود، روی لینک های شما کلیک می کند، زمان زیادی را در صفحات شما می گذراند و دوباره به سایت شما باز می گردد، نشان می دهد که سایت شما یک منبع کاربرپسند و معتبر است. از سوی دیگر، اگر کاربری بدون انجام هیچ اقدام دیگری سایت شما را ترک کرد، بلافاصله پس از بازدید صفحه فرود به نتایج جستجو برگشت و دیگر هرگز بازنگشت، به گوگل می گوید که سایت شما یا بهینه سازی ضعیفی دارد یا برای کاربران شما جذاب نیست.

UX همه چیز در مورد خوشحال کردن کاربران است، سئو نیز همینطور است.

RankBrain تنها یکی از نمونه های متعددی است که ثابت می کند UX و SEO اهداف مشترکی دارند. احتمالاً به خاطر دارید که هدف گذاری و بهینه سازی برای کلمات کلیدی با تطابق دقیق یکی از رایج ترین راه های کسب رتبه بالا در گذشته بود. امروزه، برای اینکه در مقابل جستجوگران مناسب ظاهر شوید و در رتبه های بالای SERP قرار بگیرید، باید خود را جای آنها بگذارید. به عبارت دیگر، شما باید قصد خرید آنها را درک کنید و نحوه انجام پرس و جوهای جستجو را تجزیه و تحلیل کنید.

یکی از این نمونه ها، بهینه سازی جستجوی صوتی است که به یکی از جنبه های حیاتی استراتژی سئوی شما تبدیل شده است، طبق تحقیقات، هدف گوگل ارائه اطلاعاتی به جستجوگران است که به سؤالات آنها پاسخ می دهد و مشکلات آنها را حل می کند. بنابراین، برای اینکه در نتایج جستجوی صوتی ظاهر شوید، باید محتوای خود را برای کلمات کلیدی بیشتر محاوره ای، مبتنی بر سؤال و کلمات کلیدی بلند بهینه کنید.

مرحله بعدی طراحی سایت شما است. هدف سئو این است که به شما کمک کند خود را در جایگاه بالایی در گوگل قرار دهید و بیشتر دیده شوید. اما، زمانی که کاربر وارد سایت شما می شود، UX اینجاست تا سریعتر پاسخ سوالات خود را بیابد، حرفه ای بودن شما را به رخ بکشد و آگاهی از برند را افزایش دهد.

توضیحات ارائه شده به وضوح نشان می دهند که تلاش های سئو بدون در نظر گرفتن تجربه کاربر امکان پذیر نیست. از سوی دیگر، طراحی سایت شما از ابتدا و بهینه سازی نکردن آن برای موتورهای جستجو نیز اشتباه بزرگی است. این دو جنبه از سایت شما دست به دست هم می دهند و باید از همان ابتدا یکپارچه شوند. دقیقاً به همین دلیل، در اینجا چند مرحله حیاتی وجود دارد که باید انجام دهید.

بهبود زمان بارگذاری صفحه

اگرچه همیشه یکی از برجسته ترین سیگنال های رتبه بندی گوگل زمان بارگذاری صفحه بوده است، سرعت سایت با آخرین به روز رسانی اهمیت بیشتری پیدا کرده است و آمار هم این مورد را تایید می کند. به عنوان مثال، آیا می دانستید که تنها یک ثانیه تاخیر در بارگذاری صفحه، بازدید صفحه شما را 11 درصد کاهش می دهد؟ زمان بارگذاری ضعیف صفحه همچنین به نرخ تبدیل و تجربه کلی کاربر آسیب می رساند. اگر سایت شما در 2 ثانیه یا کمتر بارگذاری نشود، تقریباً نیمی از بازدیدکنندگان شما صفحه را خواهند بست. جای تعجب نیست که این امر بر نرخ نگهداری شما نیز تأثیر می گذارد.

معماری وب سایت خود را ساده تر کنید

معماری سایت شما نحوه چیدمان صفحات سایت شما است. از نظر سئو، معماری خوب وب سایت به این معنی است که گوگل می تواند صفحات شما را به راحتی پیدا و فهرست بندی کند، در حالی که Link Juice بدون وقفه از صفحات با اعتبار بالا به صفحات کم اعتبار منتقل می شود. معماری سایت شما بر بازدیدکنندگان شما تأثیر می گذارد، زیرا اکثر آنها از منوی پیمایش برای یافتن صفحه مناسب استفاده می کنند. به همین دلیل است که باید ناوبری وب سایت خود را ساده تر کنید، CTA های جذاب اضافه کنید، اطمینان حاصل کنید که صفحات شما بیش از 4 کلیک با صفحه اصلی فاصله ندارند.

روی واکنش گرایی وب سایت سرمایه گذاری کنید

با وجود افزایش تعداد کاربران تلفن همراه، بهینه سازی سایت شما برای تلفن همراه در گذشته مهم نبوده است. پس از معرفی اصطلاح Google’s mobile-first indexing (ایندکس نسخه موبایل به عنوان اولین گزینه) (گوگل اکنون ابتدا نسخه موبایلی سایت شما را به جای نسخه دسکتاپ ایندکس می کند)، نداشتن سایت ریسپانسیو به رتبه شما آسیب می رساند. اکنون، هدف شما این است که سایت خود را برای جستجوگران دسکتاپ و موبایل واکنش گرا کنید. برای شروع، دیدگاه خود را محدود کنید، فونت های خود را به اندازه کافی بزرگ کنید و محتوای خود را به راحتی خوانا کنید، پنجره های بازشو آزار دهنده را حذف کنید، فیلدهای غیر ضروری را از فرم های خود حذف کنید، و دکمه ها و پیوندهای CTA خود را آسان کنید تا روی آنها کلیک کنند.

سئو بد رضایت کاربر را از بین می برد

همانطور که UX ضعیف به سئو آسیب می زند، اعمال هرزنامه SEO می تواند UX شما را خراب کند. به عنوان مثال، ایجاد پست های وبلاگ تبلیغاتی و یا اضافه کردن تعداد زیادی لینک نامربوط به صفحه اصلی یا محتوای شما ممکن است افراد را از خود دور کند. در اینجا چند عنصر سئو وجود دارد که باید هنگام طراحی یک سایت کاربرپسند در نظر داشته باشید:

یک نام دامنه مربوط به برند، کوتاه و به یاد ماندنی انتخاب کنید.

محتوای طولانی تر بیشتر از هزار کلمه، بسیار آموزنده و جذاب بنویسید که به سؤالات خوانندگان شما پاسخ می دهد.

پیوندهای داخلی را برای انتقال ارزش پیوند (Link Juice) از یک صفحه به صفحه دیگر اضافه کنید، اما مطمئن شوید که به طور طبیعی اضافه شده اند و در درج آن زیاده روی نکرده اید.

با افزودن سرفصل ها و شکستن متن به تکه های کوچکتر، محتوای خود را خوانا کنید.

متا تگ های خود از جمله عناوین صفحه، توضیحات متا، سرفصل ها یا تگ های جایگزین تصویر را بهینه کنید تا بسیار آموزنده باشند.

طراحی UX بر نحوه درک بازدیدکنندگان از شما تأثیر می گذارد

سایت شما اولین پیوند بین شما و مخاطبان هدف شماست. مانند شناسه آنلاین شما است که به بازدیدکنندگان شما می گوید که چقدر قابل اعتماد و معتبر هستید. دقیقاً به همین دلیل، شما باید از طراحی UX خود برای ایجاد اعتماد و افزایش آگاهی در بین آنها استفاده کنید. به عنوان مثال، یک صفحه ایجاد کنید و از قدرت داستان سرایی برای برانگیختن احساسات در مخاطبان هدف خود استفاده کنید و برند خود را قابل احترام نشان دهید. شما همچنین باید عکس های کارکنان خود را پست کنید، و همچنین نظرات و انتقادات مشتریان را به اشتراک بگذارید تا نشان دهید که یک برند قانونی هستید. مهمتر از همه، طراحی خود را هماهنگ کنید. یک راهنمای سبک ایجاد کنید و مطمئن شوید که همه چیز، از رنگ ها و فونت ها گرفته تا محتوای بصری در سایت شما به هم پیوسته هستند.

 

پیاده سازی طراحی سئو و تجربه کاربری ممکن است در حال حاضر دلهره آور به نظر برسد، اما برای ارتقای رتبه و ایجاد یک برند معتبر بسیار مهم است. چنین رویکرد جامع و کاربر محور برای حضور آنلاین شما به شما کمک می کند تا کاربران را راضی نگه دارید، روابط قوی را تقویت کنید و در نتیجه به Google بگویید که شما یک منبع آنلاین ارزشمند هستید.

تفاوت بین سئو و بازاریابی اینترنتی

سئو یکی از ابزارهای دیجیتال مارکتینگ است. اولین تفاوت عمده بین سئو و بازاریابی دیجیتال این است که سئو یکی از ابزارهای مورد استفاده در بازاریابی دیجیتال است و اگر می خواهید بازاریابی وب سایت خود را شروع کنید، ابتدا باید با سئو شروع کنید. سایتی که به درستی برای موتورهای جستجو بهینه شده باشد، پایه خوبی برای سایر فعالیت های بازاریابی فراهم می کند.

SEO ترافیک ارگانیک رایگان را در برابر بازاریابی دیجیتال که اغلب ترافیک غیر رایگان فراهم می کند. تفاوت دوم این است که وب سایت شما چگونه ترافیک دریافت می کند. سئو تلاش می کند تا سایت را در بالاترین جایگاه در کاوشگرهایی مانند گوگل برای کلمات کلیدی خاص نشان دهد. هر چه صفحه بالاتر در نتایج موتور جستجو نشان داده شود، ترافیک ارگانیک رایگان بالاتر است. در حالی که بازاریابی دیجیتال بیشتر بر ترافیک پولی تمرکز دارد و از تبلیغات PPC (تبلیغات گوگل یا فیس بوک) و سایر ابزارهای بازاریابی وابسته به بودجه شرکت استفاده می کند.

بازاریابی محتوا و سئو دو تا از مهم ترین استراتژی های بازاریابی هستند که برای یک کسب و کار دارید.

اما کدام تاکتیک منجر به رشد بیشتر خواهد شد: بازاریابی محتوایی یا سئو؟

انتخاب بین بازاریابی محتوایی در مقابل سئو همیشه پاسخ آسانی نیست و اغلب، شما می خواهید از هر دوی آنها برای بهترین نتیجه استفاده کنید.

بنابراین بیایید تفاوت بین SEO و بازاریابی محتوا را بررسی کنیم تا بتوانید بفهمید که در حال حاضر روی کدام استراتژی بازاریابی تمرکز کنید تا کسب و کار خود را توسعه دهید.

تفاوت بین سئو و بازاریابی محتوا در این است که سئو فرآیند بهینه سازی صفحات وب شما برای رتبه بالاتر در موتورهای جستجو است در حالی که از بازاریابی محتوا فرایند قرار گرفتن بیشتر در معرض دید کسب و کار شما با استفاده از تولید محتوا است. سئو بیشتر تخصصی است و بازاریابی محتوا خلاقانه تر است.

 

تجربه کاربری هنگامی که این به روز رسانی در اواسط ژوئن 2021 منتشر شد، به یک عامل رتبه بندی مستقیم در گوگل تبدیل شده است. بنابراین اگر قبلاً استراتژی بهینه سازی خود را ارزیابی نکرده اید و تجربه کاربری خود را اولویت بندی نکرده اید، آن را به خطر انداخته اید. در این راه می توانید از تخصص تیم مجرب دارکوب در رشد دیجیتالی کسب و کار خود در تمامی زمینه های آن بهره ببرید.


اطلاعات تماس
شعبه 1 و آموزشگاه: تهران، سعادت آباد، چهار راه سرو، کوچه آریا، پلاک 4، طبقه 4، واحد 7
شعبه 2: تهران، سعادت آباد، ضلع جنوب غربی چهار راه سرو، پلاک 62، طبقه 5، واحد 12
تلفن ها: 02122083926 - 02122085386 - 02122082258
ایمیل: info@sitedar.com
اینستاگرام: darkoobwebdesign
افتخارات و مجوزها
  • جزو شرکت های خلاق معاونت علمی
  • عضو سازمان نظام صنفی رایانه ای
  • رتبه ۴ شورای عالی انفورماتیک
  • دارای مجوز آموزشگاه از فنی و حرفه ای
  • دارای مجوز نشر دیجیتال
  • دارای پروانه کانون آگهی و تبلیغاتی
  • پروانه کسب و کارهای مجازی
  • عضو انجمن کسب و کارهای اینترنتی
  • دارای نماد اعتماد الکترونیکی
پشتیبانی 24 ساعته 7 روز هفته