
تا چند سال قبل وقتی درباره تبلیغات اینترنتی صحبت میکردیم، گوگل، شبکههای اجتماعی و تبلیغات بنری مهمترین کانالهای جذب مشتری محسوب میشدند. اکنون رفتار کاربران در حال تغییر است. بخشی از کاربران بهجای اینکه عبارت موردنظر خود را در موتور جستجو وارد کنند و چند سایت را بررسی کنند، مستقیماً سؤال خود را از ChatGPT و سایر ابزارهای هوش مصنوعی میپرسند.
این تغییر، فرصت تازهای برای کسبوکارها ایجاد کرده است. OpenAI سیستم تبلیغاتی ChatGPT Ads را راهاندازی کرده و کسبوکارها میتوانند در کشورهای پشتیبانیشده، تبلیغات خود را در محیط ChatGPT اجرا کنند. در کنار این روش پولی، مسیر دیگری نیز وجود دارد: کاری کنیم ChatGPT و سایر موتورهای هوش مصنوعی بهصورت طبیعی برند، محصولات، خدمات و محتوای ما را در پاسخهای خود شناسایی و معرفی کنند.
بنابراین تبلیغات در هوش مصنوعی را نباید فقط خرید یک جایگاه تبلیغاتی دانست. استراتژی کامل شامل دو بخش است: حضور پولی از طریق پلتفرمهایی مانند ChatGPT Ads و حضور ارگانیک از طریق SEO، AEO، GEO، برندینگ و تولید محتوای قابل استناد.
در این مقاله از طرف شرکت دارکوب بررسی میکنیم ChatGPT Ads چگونه کار میکند، چه تفاوتی با Google Ads دارد، محدودیت آن برای کسبوکارهای ایرانی چیست و چگونه میتوان در کنار تبلیغات پولی، شانس دیدهشدن طبیعی برند در پاسخهای هوش مصنوعی را افزایش داد.
لیست مطالب
OpenAI در سال ۲۰۲۶ تبلیغات را وارد ChatGPT کرد و سپس ابزار Ads Manager را برای مدیریت کمپینهای تبلیغاتی توسعه داد. این سیستم از نظر ساختار کلی شباهتهایی به پلتفرمهای تبلیغات آنلاین دارد؛ تبلیغدهنده کمپین ایجاد میکند، هدف کمپین، بودجه، کشور، گروه تبلیغاتی، پیام، تصویر و صفحه فرود را مشخص میکند و سپس عملکرد تبلیغات را اندازهگیری میکند.
اما تفاوت اساسی ChatGPT با موتور جستجویی مانند گوگل در «زمینه مکالمه» است. کاربر در ChatGPT معمولاً فقط یک کلمه کلیدی وارد نمیکند؛ او نیاز، شرایط، محدودیتها و هدف خود را در قالب یک مکالمه توضیح میدهد. همین موضوع میتواند فرصت ارزشمندی برای تبلیغدهنده ایجاد کند.
OpenAI اعلام کرده سیستم تبلیغاتی برای تشخیص ارتباط یک تبلیغ میتواند عواملی مانند موضوع و هدف مکالمه، صفحه فرود، عنوان تبلیغ، توضیحات، تنظیمات هدفگذاری و Context Hintهای تعریفشده توسط تبلیغدهنده را بررسی کند.
برای مشاهده اطلاعات رسمی این سرویس میتوانید به وبسایت رسمی OpenAI Ads مراجعه کنید.
تبلیغات ChatGPT داخل متن پاسخ مدل مخلوط نمیشوند. OpenAI تبلیغات را بهصورت مجزا و با مشخص بودن ماهیت تبلیغاتی آنها نمایش میدهد. در نسخه فعلی، تبلیغ میتواند پایین پاسخ ChatGPT قرار بگیرد و شامل نام تبلیغدهنده، عنوان، توضیح، تصویر و لینک صفحه مقصد باشد.
این موضوع از نظر اعتماد کاربر اهمیت زیادی دارد؛ زیرا پاسخ اصلی مدل و محتوای اسپانسری دو بخش مستقل هستند.
به همین دلیل خرید تبلیغات ChatGPT به این معنا نیست که یک شرکت میتواند پول پرداخت کند تا ChatGPT داخل پاسخ خود آن شرکت را «بهترین» معرفی کند. برای رسیدن به چنین Visibility ارگانیکی باید روی AEO، GEO، سئو، اعتبار برند و منابع مستقل کار کرد.
از نظر مدل کسبوکار شباهتهایی وجود دارد، اما شیوه تشخیص نیاز کاربر متفاوت است. در Google Ads کلمات کلیدی، Search Intent، مخاطب و ساختار کمپین نقش مهمی دارند. در ChatGPT Ads علاوه بر تنظیمات کمپین، مفهوم و زمینه مکالمه نیز اهمیت پیدا میکند.
| معیار | ChatGPT Ads | Google Ads | SEO / AEO / GEO |
|---|---|---|---|
| نوع حضور | پولی | پولی | ارگانیک |
| محیط اصلی | مکالمات ChatGPT | جستجو و شبکه تبلیغاتی گوگل | گوگل و پاسخ موتورهای AI |
| عامل مهم ارتباط | Context و Intent مکالمه | Query، Keyword، Audience و Intent | محتوا، اعتبار، Entity و ارتباط موضوعی |
| پرداخت مستقیم | دارد | دارد | برای نمایش ارگانیک ندارد |
| سرعت شروع Visibility | بالا پس از تأیید کمپین | بالا پس از فعال شدن کمپین | معمولاً تدریجی |
| ماندگاری بدون بودجه تبلیغاتی | خیر | خیر | امکان ماندگاری دارد |
| هدف اصلی | Reach، Click و Conversion | Traffic، Lead، Sale و Awareness | Visibility، Citation، Traffic و Authority |
در نتیجه کسبوکاری که قبلاً از تبلیغات در گوگل برای جذب سریع مشتری استفاده میکرد، اکنون باید ChatGPT Ads را نیز بهعنوان یک کانال بالقوه جدید زیر نظر داشته باشد.
یکی از جذابترین بخشهای سیستم تبلیغاتی ChatGPT مفهوم Context Hint است. Context Hint را نباید دقیقاً معادل Keyword در Google Ads در نظر گرفت.
تبلیغدهنده میتواند برای هر Ad Group توضیح دهد محصول یا خدمت برای چه نوع نیاز، مسئله، موقعیت یا کاربری مناسب است. سیستم از این اطلاعات برای درک بهتر موارد استفاده تبلیغ کمک میگیرد.
برای مثال یک شرکت طراحی سایت بهجای وارد کردن مجموعهای از عبارتهای جدا از هم، میتواند زمینهای مشابه «کسبوکارهایی که قصد راهاندازی فروشگاه اینترنتی و افزایش فروش آنلاین دارند» تعریف کند.
OpenAI تأکید کرده Context Hint یک دستور Exact Match نیست و تضمین نمیکند تبلیغ در هر مکالمهای که شامل عبارت خاصی است ظاهر شود. سیستم مجموعهای از سیگنالها را برای انتخاب تبلیغ مرتبط بررسی میکند.
ChatGPT Ads اکنون چند مدل اصلی خرید تبلیغات دارد:
OpenAI برای انتخاب میان تبلیغات واجد شرایط فقط مبلغ پیشنهاد را بررسی نمیکند و ارتباط تبلیغ با نیاز کاربر نیز در سیستم انتخاب نقش دارد. این موضوع اهمیت کیفیت صفحه فرود، متن تبلیغ، Context Hint و پیشنهاد تجاری را افزایش میدهد.
یکی از نشانههای جدیتر شدن این پلتفرم، اضافه شدن سیستم Conversion Measurement است. تبلیغدهنده میتواند اقداماتی مانند خرید، ثبت لید یا ثبتنام را اندازهگیری کند.
OpenAI ابزارهایی مانند OpenAI Pixel و Conversions API را برای ارسال Eventهای تبدیل ارائه کرده است. همچنین پارامتر کلیک اختصاصی OpenAI میتواند ارتباط بین کلیک تبلیغ و Conversion بعدی را مشخص کند.
در نتیجه ارزیابی ChatGPT Ads فقط به Impression و Click محدود نمیماند و کسبوکار میتواند نرخ تبدیل و بازده واقعی کمپین را نیز بررسی کند.
در این بخش باید میان دو موضوع تفاوت قائل شویم: کشور محل ثبت تبلیغدهنده و کشوری که کمپین قصد هدفگیری کاربران آن را دارد.
طبق فهرست فعلی OpenAI Ads Manager، ایران در میان کشورهای دارای دسترسی Self-Service قرار ندارد. OpenAI اعلام کرده برای استفاده مستقیم از Ads Manager، شخصیت حقوقی که تبلیغ میکند و صورتحساب دریافت میکند باید در یکی از کشورهای پشتیبانیشده قرار داشته باشد.
علاوه بر این، هنگام ایجاد کمپین باید کشورهای هدف را از Location Picker انتخاب کرد. اگر ایران در این قسمت وجود نداشته باشد، تبلیغدهنده نمیتواند ایران را بهعنوان کشور هدف رسمی کمپین انتخاب کند.
بخشی از کاربران ایرانی برای استفاده از سرویسهای بینالمللی از VPN استفاده میکنند. OpenAI اعلام کرده سیستم تبلیغاتی میتواند از اطلاعات عمومی موقعیت مکانی برای مرتبطتر کردن تبلیغ استفاده کند.
بنابراین اگر کاربری از ایران با VPN به کشوری متصل شود که نمایش تبلیغات ChatGPT در آن فعال است، ممکن است سیستم موقعیت عمومی او را مطابق کشور خروجی VPN تشخیص دهد و آن کاربر در صورت تطابق سایر شرایط، واجد دریافت تبلیغ شود.
با این حال این اتفاق را نباید «هدفگذاری ایران از طریق VPN» تلقی کرد. نمایش تبلیغ تضمینشده نیست و کسبوکار نباید Reach کاربران ایرانی را بر اساس تعداد کاربران VPN محاسبه کند. کشور انتخابشده، وضعیت حساب کاربر، پلن ChatGPT، ارتباط تبلیغ با مکالمه و سایر سیگنالهای سیستم همگی در نمایش یا عدم نمایش تبلیغ تأثیر دارند.
برای شرکتهایی که مشتری خارجی، خدمات صادراتی، گردشگری، مهاجرتی، نرمافزار بینالمللی، فروش محصول خارج از ایران یا بازار فارسیزبان خارج از کشور دارند، انتخاب کشورهای پشتیبانیشده میتواند کاربرد مستقیمتری داشته باشد.
در وضعیت فعلی، OpenAI تبلیغات را برای کاربران واجد شرایط پلنهای Free و Go در بازارهای پشتیبانیشده ارائه میکند. حسابهای Plus، Pro، Business، Enterprise و Edu تبلیغ دریافت نمیکنند. OpenAI همچنین تبلیغات را برای حسابهایی که متعلق به افراد زیر ۱۸ سال تشخیص داده میشوند محدود کرده است.
این نکته در تخمین Reach اهمیت دارد. تعداد کل کاربران ChatGPT را نمیتوان معادل تعداد افرادی دانست که امکان مشاهده تبلیغات را دارند.
بخش مهمتر برای بسیاری از کسبوکارهای ایرانی، مسیر ارگانیک است. حتی اگر امکان اجرای مستقیم کمپین ChatGPT Ads برای یک شرکت وجود نداشته باشد، آن کسبوکار همچنان میتواند روی افزایش شانس معرفی شدن در پاسخهای AI کار کند.
این همان نقطهای است که SEO، AEO و GEO وارد استراتژی میشوند.
به بیان ساده، تبلیغ در هوش مصنوعی میتواند Visibility سریع ایجاد کند، اما AEO و GEO تلاش میکنند برند را به بخشی از اکوسیستم اطلاعاتی وب تبدیل کنند تا موتورهای هوشمند بتوانند آن را پیدا، درک، ارزیابی و در شرایط مناسب معرفی کنند.
| روش | هدف | نمونه نتیجه |
|---|---|---|
| SEO | افزایش Visibility در موتور جستجو | رتبه بهتر صفحات سایت در نتایج گوگل |
| AEO | آمادهسازی محتوا برای پاسخ مستقیم | استخراج پاسخ روشن از محتوای سایت |
| GEO | افزایش قابلیت حضور و استناد در پاسخهای مولد | ذکر برند، محصول یا منبع در پاسخ AI |
| ChatGPT Ads | Visibility پولی | نمایش تبلیغ مرتبط در محیط ChatGPT |
برای مطالعه جزئیتر این موضوع میتوانید مقاله فروش با هوش مصنوعی را در سایت دارکوب مطالعه کنید.
AEO مخفف Answer Engine Optimization است. در این روش ساختار اطلاعات را طوری طراحی میکنیم که موتور پاسخ بتواند سریع تشخیص دهد صفحه درباره چه موضوعی صحبت میکند و پاسخ هر سؤال در کدام بخش قرار دارد.
تعریفهای کوتاه و دقیق، پاسخ مستقیم به سؤال، تیترهای مشخص، جدول مقایسه، مراحل اجرایی، FAQ، مثال عملی و اطلاعات قابل بررسی میتوانند به افزایش وضوح محتوا کمک کنند.
AEO به معنی نوشتن متن برای ربات نیست. صفحه همچنان باید در درجه اول برای انسان مفید باشد؛ اما معماری اطلاعات آن باید به سیستمهای بازیابی اطلاعات نیز کمک کند.
برای مطالعه بیشتر میتوانید راهنمای بهینهسازی موتور پاسخ AEO دارکوب را مشاهده کنید.
GEO یا Generative Engine Optimization روی Visibility برند و اطلاعات آن در سیستمهای هوش مصنوعی مولد تمرکز دارد.
در GEO سؤال فقط این نیست که «صفحه من چه رتبهای دارد؟»؛ سؤال مهمتر این است که آیا موتور هوش مصنوعی برند ما را میشناسد؟ آیا اطلاعات قابل اعتماد و هماهنگی درباره شرکت پیدا میکند؟ آیا منابع مستقل درباره آن صحبت کردهاند؟ آیا اطلاعات محصول، خدمات، متخصصان، سوابق، آمار و مزیتها قابل بررسی هستند؟
در یک پروژه GEO ممکن است علاوه بر سایت اصلی، پوشش رسانهای، پروفایلهای معتبر، Mention برند، صفحات معرفی مدیران، نظرات کاربران، مستندات محصول و منابع تخصصی نیز اهمیت پیدا کنند.
اگر منظور از «سئو کردن ChatGPT» تضمین رتبه ثابت در یک لیست باشد، پاسخ منفی است. ChatGPT یک صفحه نتایج ثابت با ده لینک آبی ندارد و پاسخ آن میتواند با نوع سؤال، زمینه مکالمه، اطلاعات موجود و سیستم مورد استفاده تغییر کند.
اما اگر منظور افزایش قابلیت کشف، درک و انتخاب برند باشد، پاسخ مثبت است. میتوان مجموعهای از اقدامات فنی، محتوایی و اعتباری را اجرا کرد که شانس حضور برند در پاسخ سیستمهای هوشمند را افزایش دهد.
در این مسیر استفاده از سئو برای نمایش در هوش مصنوعی اهمیت بالایی دارد. حتی گوگل در مستندات رسمی خود اعلام کرده اصول پایه SEO همچنان برای قابلیتهای مولد مانند AI Overviews و AI Mode کاربرد دارند.
برای بررسی خدمات مربوط به زیرساخت این موضوع میتوانید صفحه سئو و بهینهسازی سایت دارکوب را مشاهده کنید.
بهینه سازی وب سایت برای هوش مصنوعی از نصب یک افزونه یا اضافه کردن چند Schema ناشناخته شروع نمیشود. ابتدا باید مطمئن شویم وبسایت از نظر فنی قابل Crawl و Index است و اطلاعات اصلی آن ساختار مشخصی دارند.
مهمترین مراحل عبارتاند از:
عبارت ثبت اطلاعات در هوش مصنوعی نباید این تصور را ایجاد کند که یک فرم واحد وجود دارد و با تکمیل آن تمام مدلهای زبانی اطلاعات شرکت را ذخیره میکنند.
در عمل باید یک Entity واضح و قابل بررسی از برند در وب ایجاد کنیم. نام تجاری، نام رسمی، حوزه فعالیت، مدیران، آدرس، راههای تماس، سابقه، محصولات، خدمات، تخصصها و منابع مرتبط باید تا حد امکان دقیق و هماهنگ باشند.
هرچه ابهام در هویت دیجیتال کمتر شود، سیستمهای جستجو و بازیابی اطلاعات شانس بیشتری برای تشخیص درست برند خواهند داشت.
یکی از اهداف جذاب برای کسبوکارها حضور در لیست بهترین های هوش مصنوعی است؛ برای مثال وقتی کاربر میپرسد «بهترین شرکت طراحی سایت در تهران کدام است؟» یا «چه شرکتهایی برای اجرای سئو مناسب هستند؟»
هیچ روش معتبر و اخلاقی برای تضمین چنین جایگاهی وجود ندارد. موتورهای هوش مصنوعی میتوانند برای پاسخ به این سؤالها منابع مختلف، شهرت آنلاین، محتوای سایت، تجربه کاربران و اطلاعات موجود در وب را ارزیابی کنند.
بنابراین بهجای تلاش برای تکرار عبارت «ما بهترین هستیم»، باید شواهدی تولید کنیم که انتخاب برند را قابل دفاع کند؛ مانند نمونهکار واقعی، سابقه مشخص، بررسی مستقل، آمار اختصاصی، تخصص مدیران، رضایت مشتری، مطالعات موردی و پوشش رسانهای.
برندینگ با هوش مصنوعی فقط ساخت لوگو با ابزار AI یا تولید پست با ChatGPT نیست. در سطح استراتژیک، هدف این است که هویت برند در محیط دیجیتال واضح، منسجم و قابل تشخیص باشد.
وقتی نام شرکت در وبسایت رسمی یک شکل دارد، در شبکههای اجتماعی شکل دیگری دارد و منابع مختلف اطلاعات متناقضی درباره آن منتشر میکنند، تشخیص Entity سختتر میشود.
بنابراین Branding، روابط عمومی دیجیتال، SEO و GEO بیش از گذشته به یکدیگر متصل شدهاند.
اگر ده سایت یک مطلب تقریباً یکسان منتشر کنند، سایت یازدهم با بازنویسی همان اطلاعات ارزش زیادی به وب اضافه نمیکند. این مسئله در عصر هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ زیرا مدلهای مولد خودشان میتوانند مطالب عمومی را خلاصه کنند.
محتوایی ارزش بیشتری دارد که چیزی تازه اضافه کند، مانند:
این همان Information Gain است؛ یعنی صفحه فقط حجم بیشتری از متن تولید نمیکند، بلکه دانش جدیدی به موضوع اضافه میکند.
در بسیاری از کسبوکارها پاسخ مثبت است. Paid Media و Organic Visibility دو وظیفه متفاوت دارند.
تبلیغات میتواند سریعتر برند را مقابل مخاطب قرار دهد، درحالیکه GEO و AEO زیرساختی بلندمدت برای اعتبار و Visibility طبیعی ایجاد میکنند.
یک استراتژی مناسب میتواند چنین ساختاری داشته باشد:
این ترکیب میتواند مسیر فروش با هوش مصنوعی را از یک مفهوم تبلیغاتی به یک فرآیند قابل اندازهگیری تبدیل کند.
استفاده از هوش مصنوعی در تبلیغات فقط به تبلیغ کردن داخل ChatGPT محدود نمیشود. تیم بازاریابی میتواند از مدلهای هوش مصنوعی برای تحلیل Search Intent، دستهبندی مخاطبان، طراحی Creative، تولید Variationهای متن، تحلیل Landing Page، استخراج پرسشهای مشتری، بررسی رقبا و تحلیل داده کمپین استفاده کند.
با این حال نباید تصمیمگیری کامل را به مدل واگذار کرد. داده واقعی کمپین، نرخ تبدیل، کیفیت Lead و سود نهایی کسبوکار باید مبنای تصمیم قرار گیرند.
مقایسه سئو و بازاریابی هوش مصنوعی زمانی مفید است که این دو را رقیب یکدیگر ندانیم. SEO زیرساخت مهمی برای کشف صفحات در وب ایجاد میکند و AI Marketing لایههای دیگری مانند AEO، GEO، Visibility در موتورهای پاسخ و تبلیغات مکالمهای را به آن اضافه میکند.
گوگل نیز در راهنمای رسمی خود درباره Generative AI اعلام کرده SEO همچنان برای AI Overviews و AI Mode اهمیت دارد و صاحبان سایت برای حضور در این قابلیتها به یک Schema اختصاصی و جادویی مخصوص AI نیاز ندارند.
راهنمای رسمی گوگل را میتوانید در Google Search Central مطالعه کنید.
هر کسبوکاری لزوماً نباید اولین بودجه تبلیغاتی خود را به ChatGPT منتقل کند. این کانال در مرحله فعلی برای کسبوکارهایی جذابتر است که مشتری قبل از خرید نیاز به تحقیق، مقایسه یا دریافت توضیح دارد.
نمونهها شامل SaaS، خدمات حرفهای، آموزش، فروشگاههای تخصصی، گردشگری، محصولات فناوری، خدمات B2B، نرمافزار، ابزارهای آنلاین و محصولاتی هستند که فرآیند انتخاب آنها نیاز به بررسی گزینهها دارد.
در چنین شرایطی ChatGPT میتواند کاربر را در مرحلهای ببیند که او هنوز در حال تعریف مسئله و بررسی راهحلهاست.
یک کمپین خوب نمیتواند ضعف صفحه فرود را جبران کند. وقتی کاربر پس از یک مکالمه دقیق روی تبلیغ کلیک میکند، Landing Page نیز باید ادامه منطقی همان نیاز باشد.
بهتر است صفحه فرود:
مدل سنتی بازاریابی جستجو معمولاً چنین بود: کاربر جستجو میکرد، نتایج را میدید، وارد چند سایت میشد و سپس تصمیم میگرفت.
در محیط AI ممکن است کاربر ابتدا یک گفتوگوی چندمرحلهای انجام دهد، گزینهها را محدود کند، مقایسه بخواهد و در مرحله بعد روی یک منبع یا تبلیغ کلیک کند.
به همین دلیل بازاریابی در هوش مصنوعی بهتدریج به یکی از اجزای استراتژی بازاریابی دیجیتال تبدیل میشود.
کسبوکارهایی که فقط روی رتبه چند Keyword تمرکز میکنند ممکن است بخش مهمی از Customer Journey جدید را از دست بدهند.
هدف از حضور در پاسخ های AI این نیست که یک جمله را صدها بار در اینترنت تکرار کنیم. موتورهای هوش مصنوعی باید بتوانند اطلاعات برند را از منابع قابل اعتماد پیدا کنند و میان برند و موضوع مورد سؤال ارتباط منطقی ببینند.
برای این هدف باید روی چند محور کار کرد:
ما در شرکت دارکوب، AI Marketing را یک خدمت جدا از سایت، سئو و برندینگ نمیبینیم. برای نتیجه گرفتن باید تمام نقاط تماس دیجیتال کسبوکار با یکدیگر هماهنگ باشند.
خدمات دارکوب در این حوزه میتواند شامل موارد زیر باشد:
در پروژههای دیجیتال مارکتینگ دارکوب، هدف فقط افزایش Impression نیست؛ مسیر کار را تا Lead، تماس، فروش و بازگشت سرمایه بررسی میکنیم. برای آشنایی با این حوزه میتوانید صفحه دیجیتال مارکتینگ دارکوب را نیز مطالعه کنید.
با توجه به محدودیت فعلی ایران در Ads Manager، پیشنهاد نمیکنیم تمام برنامه AI Marketing یک کسبوکار ایرانی را به تبلیغات پولی ChatGPT وابسته کنید.
برای شرکتهایی که بازار اصلی آنها ایران است، مسیر منطقیتر در شرایط فعلی چنین است:
در مقابل، اگر کسبوکار مشتری خارجی دارد یا در یکی از کشورهای پشتیبانیشده فعالیت تجاری قانونی دارد، میتوان امکان اجرای ChatGPT Ads را نیز در کنار استراتژی ارگانیک بررسی کرد.
در کوتاهمدت چنین نتیجهای منطقی نیست. گوگل و ChatGPT بخشهای متفاوتی از رفتار کاربر را پوشش میدهند و حتی ممکن است یک مشتری در مسیر خرید از هر دو استفاده کند.
کاربر ممکن است ابتدا مسئله خود را در ChatGPT بررسی کند، سپس نام محصول را در گوگل جستجو کند، وارد سایت شود و چند روز بعد خرید کند.
بنابراین بهتر است این کانالها را در یک Attribution Strategy مشترک ارزیابی کنیم، نه اینکه یکی را لزوماً جایگزین دیگری بدانیم.
ChatGPT دیگر فقط ابزاری برای تولید متن یا پاسخ دادن به سؤال نیست. اضافه شدن Ads Manager، مدلهای CPC و CPM، Context Hint، Conversion Measurement و ابزارهای مدیریت کمپین نشان میدهد تبلیغات مبتنی بر مکالمه در حال تبدیل شدن به یک کانال واقعی بازاریابی است.
در عین حال کسبوکارها نباید Paid Ads را با Visibility طبیعی در پاسخ ChatGPT اشتباه بگیرند. پرداخت هزینه تبلیغات، پاسخ اصلی مدل را تغییر نمیدهد. برای اینکه برند بهصورت طبیعی در اکوسیستم هوش مصنوعی دیده شود باید روی SEO، AEO، GEO، Entity، اعتبار، محتوای اختصاصی و حضور در منابع معتبر سرمایهگذاری کرد.
در واقع آینده موفق برندینگ با هوش مصنوعی و بازاریابی AI در ترکیب چند کانال شکل میگیرد: تبلیغات برای دسترسی سریع، سئو برای زیرساخت جستجو، AEO برای پاسخپذیری و GEO برای افزایش قابلیت انتخاب و استناد برند در موتورهای مولد.
شرکت دارکوب خدمات تحلیل، برنامهریزی و اجرای این مسیر را برای کسبوکارهایی که میخواهند از نسل جدید جستجو و تبلیغات عقب نمانند ارائه میدهد. هدف ما صرفاً دیده شدن نیست؛ هدف این است که برند در لحظه تحقیق، مقایسه و تصمیمگیری مشتری حضور مؤثر داشته باشد.
بله. OpenAI پلتفرم ChatGPT Ads و Ads Manager را راهاندازی کرده است. تبلیغدهندگان واجد شرایط در کشورهای پشتیبانیشده میتوانند کمپین ایجاد کنند، بودجه تعیین کنند و عملکرد تبلیغات را بررسی کنند.
در فهرست فعلی Self-Service Ads Manager، ایران وجود ندارد. همچنین اگر ایران در Location Picker کمپین قابل انتخاب نباشد، نمیتوان آن را بهعنوان کشور هدف رسمی کمپین تعیین کرد.
ممکن است برخی کاربران در صورت اتصال به کشور پشتیبانیشده و داشتن سایر شرایط لازم تبلیغ دریافت کنند، اما این موضوع تضمینشده نیست و نمیتوان آن را معادل Targeting رسمی کاربران ایران دانست.
خیر. OpenAI تبلیغات را از پاسخ اصلی مدل جدا نگه میدارد. تبلیغدهنده نمیتواند با خرید تبلیغ محتوای پاسخ ChatGPT را کنترل کند. برای Visibility طبیعی باید روی SEO، AEO، GEO، اعتبار و محتوای برند کار کرد.
AEO روی ساخت پاسخ روشن و قابل استخراج برای موتورهای پاسخ تمرکز دارد. GEO دامنه وسیعتری دارد و تلاش میکند برند، اطلاعات و محتوای یک سایت در پاسخ موتورهای مولد قابل بازیابی، استناد و معرفی باشد.
خیر. سئو همچنان زیرساخت مهم Crawl، Index، معماری محتوا و اعتبار سایت را ایجاد میکند. حتی Google Search Central تأکید کرده اصول SEO برای قابلیتهای مولد Google Search نیز کاربرد دارند.
بله. دارکوب میتواند امکان اجرای تبلیغات ChatGPT برای بازار هدف را بررسی کند و در کنار آن خدمات SEO، AEO، GEO، Entity Optimization، تولید محتوای قابل استناد، Landing Page، تحلیل رقبا و استراتژی بازاریابی AI را اجرا کند.