فصل اول: الگوی استراتژی بازاریابی دیجیتال

نوشته شده توسط

فصل اول: الگوی استراتژی بازاریابی دیجیتال
Rate this post

الگوی بازاریابی یعنی مسیری که خریدار از ابتدای آشنایی با شما طی میکنه تا وقتی که خرید رو انجام بده و حتی بعد از اون، یعنی تبدیل خریدار به یه مشتری وفادار و انجام خریدهای بعدی. به این مسیر میشه سفر مشتری هم گفت.
بازاریابی دیجیتال از همینجا شروع میشه و با همین الگو هم تموم میشه.
شما باید یه الگو برای این مسیر مشخص کنید و آگاهانه تمام مراحل رو ترسیم کنید طوری که برای مشتری در هر مرحله یه برنامه مشخص داشته باشید و اونو به جلو ببرید تا به مرحله خرید برسه و خرید رو انجام بده.
وجود همین مراحل کار رو سخت میکنه. هشت مرحله هست. اما خوبیش اینجاست که اگه این مراحل رو بشناسید دیگه میتونید براحتی بازاریابی کسب و کارتون رو مهندسی کنید و مردم رو به سمت خرید کردن از خودتون سوق بدید. به همین راحتی میتونید مشتری جذب کنید و کارتونو رونق ببخشید.
سفر مشتری در واقع پایه و اساس تمام کارهای مرتبط با بازاریابیه. ما هم در دارکوب برای بازاریابی مشتریهامون اول از همه برای سفر مشتری الگو پردازی میکنیم و بقیه تاکتیک های بازاریابی بر اساس این مسیر ترسیم شده درست میشن، به همین دلیل هم خیلی اهمیت داره.

مروری بر ارزش سفر مشتری

بازاریابی

سفر مشتری

در عکس بالا هشت مرحله سفر مشتری رو مشاهده میکنید که در ادامه هر کدوم رو به تفصیل شرح میدم براتون:

مرحله اول: آگاهی

اولین مرحله اینه که مردم از وجود شما و خدماتتون آگاه بشن. این مرحله به خودی خود واضح و بدیهیه. حتی برندهای مشهوری مثل اپل هم اول باید خودشونو به مردم معرفی میکردن تا مردم از وجودشون با خبر بشن و ازشون خرید کنند.
مثالها:
شما برای اینکه مردم رو از وجود خودتون باخبر کنید میتونید از روشهای مختلفی استفاده کنید. برای مثال سه تاشو اینجا براتون میگم:

  • فیسبوک
  • سرچ در گوگل
  • اینستاگرام

ببینید مخاطبان شما بیشتر از کدوم کانالها استفاده میکنند و اونها رو در اولویت کارتون قرار بدید. مثلا اگه مخاطب شما بچه ها هستند، خب این گروه ممکنه از وسایل دیجیتال استفاده نکنند، شما میتونید والدین اونها رو هدف بگیرید. یا مثلا در ایران الآن اکثر مردم از تلگرام و اینستاگرام استفاده میکنند، پس شما میتونید تبلیغاتتونو در این کانالها قرار بدید.
تاکتیک ها:
تاکتیک ها و روشهایی که برای آگاهی دادن به مردم صورت میگیره عبارتند از:

مرحله دوم: درگیر کردن

حالا مخاطب شما از وجودتون مطلع شده، میدونه کی هستید و چی کار میکنید، اما هنوز شما باهاش ارتباط برقرار نکردید و در مراحل اولیه ارتباط گیری هستید. بنابراین مرحله بعد اینه که با مخاطب ارتباط برقرار کنید و او رو با خودتون درگیر کنید.
اینجاست که تبدیل کاربر به مشتری شروع میشه. یعنی شما باید از طریق انواع محتوایی که تولید میکنید (اعم از محتوای سرگرم کننده، محتوای اطلاعاتی و یا هر دو) مخاطب رو درگیر کنید.
درگیر کردن مخاطب باید در تمام مسیر سفر مشتری ادامه داشته باشه. اینطور نیست که یکبار انجامش بدید و بگذرید.
مثالها:
درگیر کردن مخاطب معمولا به شکل تولید محتوا یا تشکیل انجمن انجام میشه. میتونید از مثالهای زیر ایده بگیرید:

  • ارسال ایمیل اطلاع رسانی از تخفیف ها برای کاربرها
  • محصولاتتونو در فیسبوک تبلیغ کنید
  • در ویدئوهای یوتیوب در مورد خدمات یا محصولاتتون توضیح بدید

اگه محتوایی که تولید میکنید در کنار اطلاع رسانی به مخاطب، براش سرگرم کننده هم باشه بهتر میتونید او رو با خودتون همراه و درگیر کنید.
تاکتیک ها:
میتونید از این تاکتیکهای بازاریابی برای درگیر کردن مخاطب استفاده کنید:

مرحله سوم: عضویت

تو این مرحله مخاطب دیگه شما رو میشناسه و به هر طریقی با شما درگیر شده. اما شما هنوز اطلاعات تماسش رو ندارید و ممکنه بعد از اینکه از صفحه شما خارج شد دیگه برنگرده. نه اینکه صفحه شما براش جذاب نبوده، بلکه به این دلیل که مردم امروزه زیر سیلی از بازاریابی و انواع و اقسام محتوا قرار گرفتند و شاید بعد از خارج شدن از صفحه شما دیگه یادشون بره دوباره بهتون سر بزنن.
بنابراین شما باید وارد مرحله سوم از سفر مشتری بشید که عضویت و ثبت نام کردن مخاطبان هست تا به این طریق اطلاعات تماس مشتری رو بگیرید و بتونید در آینده دوباره باهاش تماس برقرار کنید.
معمولا عضویت یه حالت مبادله ای داره. شما باید یه چیز به درد بخوری در ازای عضویت به کاربر ارائه بدید که او به عضو شدن تمایل نشون بده. مثلا در صورت عضویت بتونن از تخفیف برخوردار بشن یا به بخشی از محتوای مفیدتر شما دسترسی پیدا کنند یا خدمات خاصی به اعضا ارائه بدید یا هر چیز دیگه.
مثالها:
مهمترین نکته ای که اینجا وجود داره اینه که شما باید در مقابل اطلاعاتی که کاربر قراره در اختیارتون بذاره چیز به درد بخوری عرضه کنید. چیزی که از نظر کاربر با ارزش باشه، یعنی انقدر ارزش داشته باشه که بخواد هم وقت صرف کنه برای عضویت و هم اطلاعات تماسشو در اختیارتون قرار بده. مثلا:

  • اگه وب سایت مبادله ملک و املاک دارید، به اعضا اطلاعاتی در مورد نحوه، نکات و روشهای خرید اولین منزل برای زوج های جوان ارائه بدید.
  • اگه محصولات آرایشی و بهداشتی میفروشید، به اعضا یک اشانتیون از محصولاتتون یا بعضی از محصولاتتون ارائه بدید.
  • اگه نرم افزار میفروشید، یه نسخه آزمایشی از برنامه یا نرم افزارتون رو در اختیار اعضا قرار بدید.

دقت کنید که در تمام نمونه ها اطلاعات یا تسهیلات گفته شده فقط در اختیار اعضایی که فرم عضویت رو پر کرده باشند قرار میگیره. در ضمن نوع خدمات ارائه شده در راستای کار شرکت باید باشه. مثلا اگه شما پوشاک میفروشید نمیتونید به اعضا نرم افزار آزمایشی بدید!
تاکتیک ها:
برای اینکه بتونید اعضای بیشتری جذب کنید، میتونید از این تکنیک های بازاریابی بهره ببرید:

مرحله چهارم: تبدیل کاربر به مشتری

اگه اعضایی که در مرحله سه تونستید جذب کنید همراهتون بمونن، تعدادیشون ممکنه برای صعود به مرحله بعد آماده باشن. یادتون باشه تولید محتوا همچنان ادامه داره و شما محتواتونو از طریق اطلاعات تماسی که از کاربرها گرفتید براشون ارسال میکنید، یه عده ای از کاربرها از محتوای شما خوششون میاد و کم کم بهتون اعتماد میکنند، وقتی به این نقطه رسیدند یعنی آماده اند که یا وقتشونو برای شما صرف کنند و یا پولشون.
این مرحله در سفر مشتری مرحله مهم و حساسیه. خیلی از صاحبان صنایع در این مرحله به ناامیدی میرسن. کلید موفقیت در این مرحله “پیشنهادات نقطه شروع” هست. این پیشنهادات فقط با این هدف ارائه میشن که مشتری جدید جذب بشه و از شما خرید کنه بدون اینکه بخواد سرمایه زیادی هم بذاره.
تو این مرحله نباید از مشتری بخواهید روی یه محصول گرون قیمت سرمایه گذاری کنه، هنوز خیلی زوده. فعلا شما در مراحل اولیه ارتباطتون با مشتری هستید.
حتی هنوز خیلی زوده که بخواهید از فروش محصولاتتون سود زیادی به دست بیارید. چه بسا ممکنه برای جذب مشتری حتی ضرر هم بکنید.
درس مهمی که تو این مرحله باید یاد بگیرید اینه:
در مرحله تبدیل به مشتری هدف فقط اینه که کاربرها خرید کنند یا نسبت به شما متعهد بشن، تو این مرحله به فکر کسب سود نباشید.
تمام شرکتهای معتبر و بزرگی که شما امروز میشناسید کارشونو همینطوری شروع کردند و هنوز هم با همین روش سعی میکنند مشتریهای تازه جذب کنند. یعنی همیشه در هر موقعیتی که باشید باید برای جذب مشتری جدید یه سری محصولات با قیمتهای فوق العاده استثنایی عرضه کنید تا فرد جدید که هنوز خیلی با شما ارتباط نداشته بخاطر قیمتهای پایین ازتون خرید کنه و بعد با دیدن خدمات خوبتون دوباره دوست داشته باشه که ازتون خرید کنه و این بار برای محصولات گرون تر برمیگرده. چون وقتی یه نفر یه بار از جایی خرید میکنه، احتمال اینکه بارها و بارها برای خرید به همونجا سر بزنه و خریدهای گرون قیمت تر رو از اونجا انجام بده بیشتره. سود شما اونجاست.
مثالها:
پیشنهادات نقطه شروع دو نوع هستند: پیشنهاداتی که وقت کاربر رو مطلبه و پیشنهاداتی که کاربر براشون باید پول خرج کنه. به مثالهای زیر توجه کنید:

  • وب سایتی که خدمات مشاوره ارائه میده، یه کتاب مشاوره باارزش ولی با قیمت خیلی کم به صورت ایبوک یا کتاب الکترونیک به کاربرها عرضه میکنه.
  • وب سایت خانه سالمندان به فرزندانی که قصد دارند سالمندانشون رو به اون مرکز  بسپرن امکان بازدید رایگان از مرکز میده.
  • وب سایت یک دندانپزشک خدمات جرم گیری دندان رو با قیمتی پایین تر از بقیه مراکز ارائه میده.

دقت کنید که قیمت ها همه باید پایین باشند و کاربر نخواد هزینه چندانی برای محصول یا خدمات بکنه، مثلا قیمت باید حداکثر 50 یا 60 تومن باشه.
قسمت سخت کار همین مکالمه اولیه است. از اینجا به بعد میتونید ارتباط با مشتری رو با هدف کسب سود ادامه بدید.
تاکتیک ها:
برای اینکه مکالمات اولیه با مشتری خوب پیش بره، میتونید از روشهای بازاریابی دیجیتال زیر بهره بگیرید:

مرحله پنجم: شگفت زده کردن

تا اینجا مشتری جدید شما قبلا باهاتون یه معامله داشته، هر چند کوچیک بوده اما در هر حال معامله بوده دیگه.
حالا شما باید کاری کنید که این معامله حتما یه معامله خیلی خوب بوده باشه به حدی که مشتری شگفت زده بشه و نسبت به شما حس خوبی پیدا کنه و بهتون اعتماد کنه.
دلیلش مشخصه: اگه کسی از این معامله حس خوبی نداشته باشه و احساس نکنه که سودی کرده، دیگه وارد مرحله بعد نمیشه و شما به سوددهی نمیرسید.
حالا چطوری باید این کارو انجام بدید؟
اول چیزی رو که مشتری خریده یا هر چیزی رو که در ازاش وقتشو براش گذاشته در نظر بگیرید. اگه این محصول یا خدمات منحصر به فرد و خاص نباشه، تنها نتیجه اش این میشه که بازاریابیتون زودتر با شکست مواجه میشه.
دوم این که مشتری باید یه سودی از معامله اش با شما برده باشه. مرحله شگفت زده شدن مشتری باید بتونه باعث بشه که مشتری بعدا بارها و بارها دوباره به شما برگرده و هر بار که برمیگرده دوباره باید شگفت زده بشه.
بنابراین هر کاری که مشتری قراره انجام بده (پولی بابت خرید چیزی صرف کنه، در دوره خاصی شرکت کنه، خدماتی از شما بگیره) در هر حال باید بازاریابیتون مهندسی شده باشه تا احتمال اینکه سود مشتری از این معامله براش ملموس باشه به حداکثر برسه.
مثالها:
هدف در این مرحله اینه که مشتری از معامله اش با شما سودی ببره. به این مثالها توجه کنید:

  • زوجی یه قهوه ساز از شما میخرن و وقتی جعبه رو باز میکنند دو تا فنجون قهوه خوری رایگان هم در کنارش می بینند.
  • شخصی که از سایت شما یه فیلم دانلود کرده، در کنارش آموزش رایگان ساخت پلی لیست علاقه مندی ها هم بهش داده میشه.
  • به کسی که سه تا از پست های وبلاگ شما رو بخونه یه ایمیل ارسال میشه که اطلاعات شگفت آور دیگه ای باهاش به اشتراک گذاشته میشه.

برای اینکه بتونید به مرحله سودآوری برسید باید اطمینان حاصل کنید که مشتری از چیزی که تو این مرحله عایدش شده رضایت داشته و لذت بره.
بخاطر همین هم اکثر وب سایتهایی که در اونها ثبت نام میکنید، ایمیلهایی حاوی اطلاع رسانی تخفیف ها یا اطلاعات مفید و ارزشمند براتون ارسال میکنند. تا شما از سرمایه گذاریتون احساس رضایت کنید.
تاکتیک ها:
برای اینکار میتونید از تاکتیک های زیر استفاده کنید:

مرحله شش: صعود

تا اینجای کار شما وقت، پول و منابعی رو صرف جذب مشتری کردید و مطمئنید که مشتریها از معامله ای که با شما داشتند راضی بودند.
تا اینجا احتمالا هنوز سودی هم به دست نیاوردید و حتی برای بدست آوردن مشتری از جیب گذاشتید. اما قابل قبوله، چون در واقع برای سود آینده تون سرمایه گذاری کردید.
یادتون باشه که جذب مشتری جدید همیشه هزینه بر تر از فروختن کالا به مشتریهای قبلیه. هدف شما هم از مراحل اولیه نباید کسب سود باشه بلکه شما میخواهید روی یک رابطه بلند مدت با مشتری سرمایه گذاری کنید. شاید با خودتون فکر کنید خب از همون اول با خرید اول سود میکنم و نیازی به آینده نیست، اما اینو بدونید که کسب درآمد از مشتریهای وفادار قبلی خیلی سودآورتره براتون. ضمن این که این افراد خودشون مبلغ شما میشن. به علاوه اینکه مشتری در خرید اول ممکنه خیلی تردید کنه و اگه قیمتهای شما با بقیه یکی باشه و مزیت خاصی بر بقیه رقبا نداشته باشید احتمالش زیاده که تو این بازار پر از رقابت شکست بخورید.
تو مرحله صعود مشتری شما آماده است که بیشتر ازتون خرید کنه و هر وقت چیزی لازم داشت اول به شما سر بزنه. اگه شرکتتون روی یه کار خاصی متمرکز هست الآن وقتشه که اون خدمات اصلیتونو به مشتری معرفی کنید. وقتی که مشتری اون خدمات اصلی رو ازتون خرید، برید سراغ پیشنهادات مرتبط دیگه.
تو مرحله صعود، سفر مشتری شبیه یک نردبان هست که مشتری در هر پله یه خرید انجام میده. هر پله با فاصله زمانی طی میشه، یعنی بین خریدها یه فاصله ای هست.
مثالها:

  • یه نفر از شما دوربین دیجیتال خریده و بعدا برای دوربینش سه پایه هم سفارش میده.
  • یه خانواده یه اتاق تو هتل شما رزرو میکنه و برای گرفتن خدمات ماهواره دوباره پول بیشتری پرداخت میکنه.
  • خانومی به جای اینکه هر بار ماشینشو بیاره کارواش، ازتون بسته کارواش نامحدود خریداری میکنه به قیمت 40 هزار تومن در ماه و به این ترتیب برای یک ماه مشتری دائم خودتون میشه.

اگه این مرحله درست انجام بشه مشتریتون بخاطر این پیشنهادات ممنونتون میشه.
تاکتیک ها:
برای این مرحله باید از روشهای زیر بهره بگیرید:

مرحله هفتم: طرفداری

حالا شما یه مشتری راضی دارید که چند بار خریدهای سودآور انجام داده. مرحله بعدی در سفر مشتری اینه که بازاریابی تونو به نحوی پیش ببرید که مشتری بهتون وفادار بشه انقدر که از کسب و کارتون طرفداری کنه.
کسی که از شما طرفداری میکنه، راجع بهتون مثبت حرف میزنه، بهش میگن “مبلغ مجهول”، یعنی این فرد مستقیما شما رو تبلیغ نمیکنه اما اگه کسی ازش نظر بپرسه شما رو معرفی میکنه یا اگه کسی در مورد شما بپرسه جوابش مثبته.
مثالها:
معمولا تصور میشه که این دو مرحله آخر (طرفداری و تبلیغ کردن) خارج ازکنترل بازاریابی هستند در حالی که اینطور نیست. شما میتونید با نیت تولید طرفدارها و مبلغ های بیشتر بازاریابی کنید. مثلا:

  • یه شرکت فروش لوازم آرایشی مسابقه ای برگزار میکنه و از خریدارهاش میخواد در یک ویدئو به دیگران بگن که از محصولات شما راضی هستند و به برنده مسابقه یه سری محصولات آرایشی دیگه جایزه میده.
  • شرکتی از مدیر انبارداریش میخواد نظرشو در مورد سرویس هایی که برای انتقال میوه ها و سبزیجات استفاده میکنه بنویسه.

یا حداقل میتونید از مردم بخواهید نظرشو در مورد هر محصول در همون صفحه ثبت کنند.
تاکتیک ها:
طرفدار جمع کردن خیلی مهمه چون میتونه کمکتون کنه که در بین مردم شناخته بشید، مردم بهتون اعتماد کنند و وقتی طرفدارهاتون زیاد بشن اعتبار بدست میارید، همه اینها منجر میشه به جذب مشتریهای بیشتر و رشد کسب و کارتون.
برای اینکه برای شرکتتون طرفدار بگیرید میتونید از این روشهای بازاریابی استفاده کنید.

مرحله هشتم: تبلیغ کردن

مبلغ ها با طرفدارها فرق دارند. این افراد بصورت فعالانه همه جا از برند شما، محصولات و خدماتتون صحبت میکنند.
در بعضی موارد فرد مبلغ فقط یه تجربه خوبی در معامله با شما داشته و میخواد این تجربه رو با دوستان و خانوادش در میون بذاره. در بعضی موارد هم شما یه انگیزه براش ایجاد کردید تا این کارو بکنه.
به این ترتیب پیام شما به گوش مخاطبان جدید، فالوئرها، طرفدارها و دوستان فرد مبلغ میرسه و چون این مخاطب جدید از یه منبع مورد اعتماد که مورد شناخت خودش هست در مورد شما میشنوه احتمالش بیشتره که مشتریتون بشه.
مثالها:
حتما عامدانه سعی کنید مبلغ جمع کنید چون به این ترتیب یه ارتش بازاریاب خواهید داشت که یه عده پول ازتون میگیرن و یه عده داوطلب شدند. مثل:

  • مردی در مورد ماهیگیری پادکست میذاره و هر بار که یکی از شنونده هاش از طریق لینکهایی که داده از محصولات ماهیگیری میخره 20% کمیسیون میگیره.
  • خانومی چون 5 تا از همکارانش رو مشتری شما کرده، میتونه از یک کنفرانس رایگان استفاده کنه.
  • شرکای یه شرکت بازاریابی با یه شرکت نرم افزاری اتوماسیون بازاریابی قرار میذاره که در ازای یک کمیسیون مشخصی نرم افزارهاشو بفروشه.

افراد مبلغ با هزینه کمتری براتون مشتری جمع میکنند. بنابراین حتی اگه بخواهید مبلغی رو به این مسئله اختصاص بدید باز هم یه معامله برد-برد انجام دادید.
تاکتیک ها:
برای اینکه در شرکتتون مبلغ های بیشتری داشته باشید، میتونید از روش زیر کمک بگیرید:

  • بازاریابی ایمیلی

این مطلب اولین فصل از مجموعه راهنمای بازاریابی دیجیتال برای تازه کارها بود که مطالعه کردید. هر هفته ان شاالله یک فصل از این مجموعه در وب سایت دارکوب به انتشار میرسه.

چطور مشتریها رو در سفر مشتری به جلو پیش ببریم؟

حالا که میدونید سفر مشتری چیه، شاید این سوال براتون پیش بیاد که چطوری میشه مشتریها رو در این مسیر به جلو راند تا مراحل رو پشت سر هم طی کنند؟
اگه بخوام یه جواب کوتاه به این سوال بدم میشه از طریق کمپین های بازاریابی که به صورت برنامه ریزی شده مردم رو از یک مرحله به مرحله بعد عبور میدن.
اما اینجا دو عبارت “کمپین ها” و “برنامه ریزی شده” خیلی مهمند و باید بهشون توجه بشه:

کمپین بازاریابی چیست؟

کمپین بازاریابی دو جزء ضروری داره:

  • درخواست برای اقدام
  • منبع ترافیک

درخواست برای اقدام یعنی همون کاری که از مردم میخواهید براتون انجام بدن. این درخواست باید واضح و شفاف به مخاطب گفته بشه. مثلا اگه هدف شما از راه اندازی کمپین بازاریابی اینه که کاربرها وارد مرحله عضویت بشن، در درخواست برای اقدام باید از مردم بخواهید یک گزارش یا چک لیست یا ویدئو رو دانلود کنند. اگه کمپین در مرحله صعود هست، درخواست برای اقدام باید خرید یک محصول یا سرویس مشخص باشه. اگه کمپین مرحله آگاهی دادن رو هدف گرفته، درخواست برای اقدام میتونه به سادگی گوش دادن به یک پادکست یا خوندن یک پست وبلاگ باشه.
منبع ترافیک میتونه همون کلیک های دیجیتالی باشه که از تبلیغات، ایمیل، شبکه های اجتماعی یا موتورهای جستجو مثل گوگل دریافت میکنید. بازاریابی آفلاین میتونه شامل ایمیل مستقیم به افراد یا تبلیغات تلویزیونی و رادیویی و حتی چاپی یا هر چیز دیگه ای باشه که درخواست برای اقدام رو در مقابل مخاطب قرار میده.
حالا که متوجه شدید کمپین چیه، اجازه بدید ببینیم کمپین اساسا قراره چی کار کنه.
هدف از راه اندازی یک کمپین بازاریابی اینه که بصورت برنامه ریزی شده مردم رو از یک مرحله به مرحله دیگه سفر مشتری عبور بدیم.
مثلا:
هدف یک کمپین ممکنه این باشه که مردم ایمیلشون رو وارد کنند (یعنی از مرحله درگیری به مرحله عضویت برن). اما دقت کنید که:

در کمپین با برنامه ریزی قبلی مردم رو در سفر مشتری به جلو سوق میدیم

هر کس که از یک شرکت خرید میکنه، یعنی در مسیر سفر مشتری به جلو حرکت کرده تا به مرحله خرید رسیده. حالا اون شرکت ممکنه برنامه ریزی شده اقداماتی رو انجام داده باشه که کاربر به اون مرحله برسه یا ممکن هست که بطور تصادفی این اتفاق بیفته.
تصادفی مثل وقتی که شما اصلا تا حالا اسم اون شرکت به گوشتون هم نخورده باشه. بعد یک روز یکی از دوستاتون که متوجه میشه شما میخواهید لپتاب بخرید، بهتون میگه لپتابشو از فلان فروشگاه خرید و راضی بوده.
در اینجا شما و دوستتون یک مرحله در سفر مشتری جلو میرید. یعنی شما وارد مرحله اول یک آگاهی است میشید و دوستتون وارد مرحله هشت که تبلیغه.
در اینجا اون شرکت کار خاصی انجام نداده و شما به طور تصادفی از دوستتون شنیدید.
حالا فرض کنید کمپین بازاریابی اون شرکت به کسانی که ازش خرید کردند بگه اگر یکی از دوستان یا اقوامشون رو به خرید ترغیب کنند بهشون یک فلش رایگان هدیه میده. در این مورد دیگه اون فروشگاه به صورت برنامه ریزی شده مردم رو به سمتی سوق داده که براش تبلیغ کنند.
وقتی شما می بینید میتونید از روی قصد و نیت قبلی و با استفاده از کمپین های بازاریابی مردم رو در سفر مشتری به جلو برانید، اینجاست که میتونید با بهتر کردن بخشهایی که مشتریهاتون در اون گیر افتادند میتونید کسب و کارتون رو توسعه بدید.
اما اینجا خیلی از شرکتهایی که میخوان مشتریها و مخاطبانشون رو در سفر مشتری به جلو سوق بدن یک اشتباه مشترک میکنند:

اولین اشتباه بازاریابها در کمپین های بازاریابی

وقتی که یه شرکت از وجود جریانی به اسم سفر مشتری با خبر میشه، ممکنه بخاطر این که می بینه میتونه با یک کمپین مردم رو در تمام مسیر از یه مرحله به مرحله دیگه سوق بده شگفت زده بشه.
اما این غیرممکنه.
شما نمیتونید فقط با یک کمپین کاری کنید که هم مردم درگیر بشن، هم آگاه بشن، عضو بشن، تبدیل به مشتری بشن، شگفت زده بشن، صعود کنند و تبدیل به مبلغ و طرفدار بشن.
شما باید چند کمپین درست کنید که هر کدوم یک هدف مشخص داره. در هر کمپین فقط میتونید مردم رو از یک مرحله مشخص به مرحله بعدیش عبور بدید. هر چند در بعضی موارد میشه دو یا سه مرحله رو یکباره طی کرد.

برای مطالعه سایر فصل های مجموعه راهنمای بازاریابی دیجیتال برای تازه کارها به لینکهای زیر مراجعه کنید:

فصل دوم: استراتژی بازاریابی محتوا

فصل سوم: تهیه یک برنامه برای تبلیغات دیجیتال


info [ at ] darkoob.co.ir
تهران، سعادت آباد، چهار راه سرو، کوچه آریا، پلاک 4، واحد 7
22083926 - 22085386 - 22082258
طراحی سایت دارکوب | هاست دارکوب | دارکوب نام و علامت تجاری ثبت شده این مجموعه می باشد